محمد تقي جعفري

3

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كتاب مثنوى و آينده آن سرعت شگفت انگيز كه در تحول فرهنگ بشرى در جوامع پيشرفته مخصوصاً از قرن نوزدهم به اين طرف ديده مىشود . ارزيابى قطعى در باره حقايق علمى و آثار هنرى و گرايشهاى معنوى براى يك سال بعد و اگر مبالغه نباشد براى فردا بسيار دشوار و از يك نظر امكان ناپذير به نظر مىرسد . روى اين تحول بسيار تند و سريع نمىتوان گفت : آيندهء فرهنگ امروزى با چه نظرى به مثنوى جلال الدين مولوى خواهد نگريست . اين قدر مسلم است كه كتاب مثنوى از مقولهء ايلياد هومر نيست و مطالبش مانند مطالب هيئت بطلميوس هم نمىباشد كه امروز فقط داراى ارزش تاريخى و شايستهء بررسى دوران كودكى فرهنگ بشرى بوده باشد . نيز اين كتاب را نمىتوان يك مجموعهء ادبى كه تنها احساسات دوران معين و جامعهء مشخصى را اشباع مىكند و سپس در قفسهء كتاب خانه ها براى زينت يا فقط به عنوان يك جلد كتاب قديمى مشغول انجام وظيفه مىشود . بالاتر از اينها ، نمىتوان كتاب مثنوى را به عنوان طرح كنندهء يك عده مسائل دور دست و تجريد شده‌اى در بارهء انسان و جهان تلقى كرد كه تنها كارش كمك به ذوق پردازىهاى عرفانى و فلسفى و ادبى بوده باشد و بهره بردارى آينده را از اين كتاب منحصر به همين كمك ناچيز نمايد ، براى توضيح حدسى كه در بارهء كتاب مثنوى در آينده مىزنيم ، مطالب زير را متذكر مىشويم : مطلب يكم آينده چيست ؟ اين مفهوم آينده كه در هر روز و شب بارها در ذهن و سخن آدميان مطرح